تبلیغات
تصاویر عاشقانه - داستان زیبای خیرات
 
تصاویر عاشقانه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : iman
پیوندهای روزانه
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دریافت کد موزیک
1390/12/14 :: نویسنده : iman

سفره افطارش در بین آشنایان و اقوام معروف بود. روزهای تاسوعا و عاشورا، دو نوع غذا نذری می‌پخت و شب عید به همه معلمان فرزندش سکه طلا هدیه می‌داد.


زمانی که همسایه‌اش فوت کرده بود دسته گل سفارشی‌اش آنقدر بزرگ بود که از درب منزل کوچک متوفی، رد نشد و مجبور شدند آن را دم در بگذارند.

وقتی مردی که در مراسم ختم کنار او نشسته بود و از بدبختی و بیچارگی مرد فوت شده و آینده نامعلوم دو بچه یتیم باقی مانده صحبت می‌کرد، او در فکر این بود که کارت ویزیتش را فراموش کرده روی دسته گل بگذارد؛ و باید حتما موقع خروج این کار را انجام دهد.





نوع مطلب : داستان عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1391/04/12 04:24 ب.ظ
سلام ...


خوبید؟



مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد

تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد

السلام علیک یا صاحب الزمان

بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است...













































1391/04/10 01:28 ب.ظ
خب که چی؟؟؟؟؟

دیدم
1391/04/10 12:16 ب.ظ
ببخشید روکجا کلیک کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1391/04/7 08:10 ب.ظ
alie...20.vwry nice.be manam sar bezan montazeram...
1391/02/24 03:34 ب.ظ
سلام ... مشترک مورد نظر ماشمارا به دلیل گل بودن محکوم به بازدید از وب خود میکنیم
1390/12/17 11:22 ب.ظ
چقدر از خود راضی هستی
مطمئنی تو پسرا اصلا نخاله نیس؟
در ضمن قلبا رو هم جابه جا کشیدی.
iman اصلا از خود راضی نیستم این یه حقیقته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.